تبليغاتX
Coming Soon - وقتي بازيگران چانه مي‌زنند ‌

سينماي ايران تركيب نيم بندي از همه چيزهايي است كه سينما مي‌تواند باشد؛ سينماي نيمه‌دولتي، سينماي نيمه‌خصوصي، سينماي نيمه‌هنري، سينماي نيمه‌روشنفكري و سينماي نيمه‌صنعتي. اين نيمه‌هاي خالي نقش عمده‌اي در تصميمات حرفه‌اي هنرمندان و دستورات كلا‌ن سياستگذاران دارد.

به عبارت ديگر بخش عمده‌اي از فيلم‌ها و جريان‌ها و بخشنامه‌ها و حركت‌ها در سينماي ايران براساس نداشته‌ها و كمبود‌ها انجام مي‌شود نه بر اساس واقعيت‌ها و موجود. اين كه بگوييم دستمزد بازيگران بالا‌ رفته و حجم قابل توجهي از هزينه توليد را به خود اختصاص مي‌دهد، مبناي ما توليد در سينماي نيمه‌دولتي- نيمه‌خصوصي است كه بدون حمايت دولت نمي‌تواند سرپا بايستد. پس نيمي از اين حرف را مي‌توان با قاطعيت جدي نگرفت. از سوي ديگر وقتي از بازيگراني حرف مي‌زنيم كه با حضورشان باعث رونق سينما مي‌شوند، با مجموعه انگشتشماري از بازيگران مواجه هستيم كه هم تمايلا‌ت روشنفكرانه پيشرو دارند، هم خواسته‌هاي مالي سنگين. آنها هم مي‌خواهند در برابر منتقدان سربلند باشند و هم رقم دستمزدشان در حد يك ستاره با پرسوناي همه‌گير در جامعه باشد. پس وقتي بازيگران چانه مي‌زنند بايد يك طرف ماجرا برايشان جذاب باشد؛ يا دنيا يا آخرت و براساس همه آن نيمه‌هاي خالي، آن تهيه‌كننده و اين بازيگر در نهايت به توليد فيلم مي‌رسند كه نه دنيا دارد و نه آخرت. البته اين همه ماجرا نيست. وقتي تلويزيون براي توليدات خود دست روي همه بازيگران سينماي ايران مي‌گذارد و توليدات خود را بر خلا‌ف رويه رايج در دنيا بر اساس حضور بازيگران درجه‌بندي مي‌كند، مساله بغرنج‌تر مي‌شود. در چنين شرايطي بازيگران به سه دليل به خود حق مي‌دهند كه دستمزدشان را بالا‌ ببرند‌:

1- هر بازيگري در يك دوره كوتاه از زندگيش مورد توجه است. پس بايد مثل همه، از اين دوره كوتاه نهايت استفاده مالي را ببرد. چون سينماي ايران نيمه صنعتي است و تداوم كار در آن چيزي در حد كارهاي اسطوره‌اي است.

2-هر بازيگري براي تعدادي از نقش‌ها مناسب است با توجه به اين اصل پس بايد براي نقش‌هاي مناسب پول بيشتري دريافت كرد. چون سينماي ايران نيمه هنري است و انگ كليشه‌اي بودن زود به بازيگر چسبانده مي‌شود.

3- وقتي بازيگر پير و فرتوت و از كار افتاده مي‌شود، كداميك از نهادهاي فعلي او را حمايت مي‌كنند. چون سينماي ايران نيمه دولتي، نيمه خصوصي است. نه بيمه در آن معني دارد و نه سرمايه‌‌گذاري مطمئن در آن. نيمه خالي ليوان سينماي ايران به شكل ظالمانه‌اي نيمه‌پر را زيرسايه خود قرار داده است. اين كه كساني از دستمزدها بنالند و كساني برآن پافشاري كنند، بدون شك تلا‌ش‌هايي است كه تا زمان پر شدن اين ليوان در ذهن سابقه زيادي دارد. مشكل حافظه ماست، كه هي يادمان مي‌رود، همين مشكلا‌ت را پيش از اين هم تجربه كرده‌ايم.

نوشته شده توسط مينااکبری در 86/12/03 ساعت 18:51 | لینک ثابت |
 
business articles