بعد از اتفاقها و حوادثي كه در حواشي جشنواره بيست و ششم فيلم فجر به وقوع پيوست حالا همه ميدانيم كه براي مسوولان سينمايي و غيرسينمايي كشورمان تحمل كردن تمايلات نسل جوان فيلمساز، براي شخم زدن واقعيتها و زيرورو كردن آرمانها سخت است. هر جواني كه ايدهاي نو دارد و حرفي از جنس زمان خود، بايد كفش آهنين به پا كند و صبر ايوب داشته باشد و البته گنج قاروني در جيب تا بتواند در اين وانفسا حرف خود را به كرسي بنشاند.
فيلمساز جواني كه نميخواهد براي ساختن يك فيلم اجتماعي به كسي باج دهد، وقتي درباره پيرامون و جامعه خودش، دنياي خودش، وطن خودش و واقعيتهاي خودش حرف ميزند و فيلم ميسازد، چرا بايد دلخوش تحسين كساني باشد كه از آن سوي آبها با چمدان حمايت به استقبالشان ميآيند؟
در دوراني كه صاحبان نگاه ديدگاههاي خود را به گوشه پستوخانههايشان مياندازند و بيكاران گوشه گود نشسته، رياكاري را پيشه خود كردهاند، اگر جسارت و بيپروايي جوانان را به هر بهانهاي حذف كنيم، حاصل چه خواهد شد جز سكوت و رياكاري؟
اگر آن دوست مديري كه رياستاش به آستانه چهار بهار هم نميرسد به اين نكته ايمان بياورد كه تيغ جراحان سينما چه دردي از نهال نازك قد برافراشته فيلمساز ميبرد و چه ظلمي به تاريخ سراسر فراز ونشيب سينماي متفاوت ايران ميكند ديگر اين همه رفتن، آمدن و به نفسانداختن فيلمسازان جوان براي او چه معنايي خواهد داشت؟ از تاييد تا تصويب، از تصويب تا تحويل، از تحويل تا تعديل. اينها پلههاي سربالايي است كه نفس هر دوندهاي را آن چنان ميگيرد كه اگر جانش را بگيرند به مراتب خوشتر است.
متاسفانه اين برخوردهاي سختگيرانه كه فاقد هر گونه استدلال و دلايل منطقي در پاسخ به محدود كردن سينماگران ايران است ما را به اين باور رسانده كه هنوز بلوغ فكري مناسبي بر شرايط مجموع سينماي ايران وجود ندارد و هميشه دخالت مسائل شخصي يا اصطلاحا گروهي در تصميمگيريهاي مهم آنچنان حاكم است كه هر گروهي كه بتواند نقش بيشتري در اركان قدرت داشته باشد ميتواند منافع و مصالح كل سينماي ايران را به نفع خود تغيير دهد.
تاريخ سينماي ايران در سالهاي بعد از انقلاب ثابت كرده است كه سينماي فاخر و ارزشمند در سايه رونق كلان سينما زنده خواهد ماند. بهترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران حاصل دورانهايي هستند كه سينما در نگاه كلان مديران ارشد كشور نه يك پديده زائد يا يك دستگاه صرفاً تبليغاتي، بلكه يك عرصه عمومي بوده است و با يك عرصه عمومي بايد با در نظر گرفتن همه جوانب برخورد كرد.
هر سال كه ميگذرد و هر زمان كه سينماي اجتماعي ايران وارد سرفصل جديدي از حيات خود ميشود و شمار فيلمسازان تازه نفس بيشتر ميگردد، برخوردهاي بوروكراتيك شديدي از سوي ارگانها و نهادهاي مختلف با آن صورت ميگيرد و آنها كه دستپاچه از حضور اين همه نام شدهاند به جاي دستي براي هدايت و لبخندي براي حمايت به تنها ابزارشان يعني تيغهاي جراحي رجوع ميكنند.
بياييم منصف باشيم و به جوانهاي دستپرورده جمهوري اسلامي و نسل انقلاب و جنگ اندكي اعتماد كنيم. آنها براي رسيدن به هواي تازه به منافذ كوچكي دلخوش كردهاند. كار سختي نخواهد بود تحويل گرفتن جواناني كه ميخواهند روي خاك خود تنفس كنند تا عميقتر شوند. در سرزمين نابترين استعدادهاي جوان، شايسته نيست فقط دلخوش آدمهاي قديمي و نشانهدار باشيم.
