|
چندی پیش برای یک کار تحقیقاتی رجوع کردم به آرشیو ماهنامه دنياي سخن، شماره مهرماه 1367. در صفحه ای از این نشریه به نامه ای از برنارد شاو در توصیف دوستان شیطان، با ترجمه ابراهيم گلستان برخوردم. خواندن این نامه موجب شد بفهمم که چقدر خلقیات ما ایرانیان شبیه گنده ترین کره بزهایی هست که شاو آن را دوستان شیطان خطاب کرده است. خطاب به شیطان دوستان تو گندهترين كرهبزهاي هستند كه من ميشناسم. دوستان تو زيبا نيستند، زينت به خود زدهاند. پاك نيستند، صورت تراشيده و آهارخوردهاند. آراسته نيستند، لباس به رسم روز پوشيدهاند. دانش نياموختهاند، گواهينامه دانشگاه دارند. مومن نيستند، مسجد برو هستند. دنبال اخلاق نيستند، پيرو آداباند. پرهيزگار نيستند، بزدلاند. حتي بدكار نيستند، فقط سستاند. هنري نيستند، شهوتياند. منعم نيستند، پول دارند. دلبستگي ندارند، بندهوار مطيعاند. پاي بند وظيفه نيستند، مانند گوسفند تسليماند. مردم خواه نيستند، ميهن پرستند. شجاع نيستند، شر بهپا ميكنند. مصمم نيستند، لجوجاند. براي خود احترام ندارند، تنها افاده ميكنند. مهربان نيستند، هرگلياند. سبك سنگين نميكنند، رودر بايستي ميكنند. انديشمند نيستند، عقيده به عاريت گرفتهاند. قوه خيال ندارند، خرافات دارند. عدالت نميكنند، تلافي ميكنند. انضباط ندارند، افسار برگردن دارند و اصلا صادق نيستند، فرد فرشان تا آخرين ريشه روحشان... |